سلام داستانی به نام دودوست خوب این یه داستانی که 16 تا قسمت داره خلاصه ی داستان: یه شیری به نام سپید که بایه ببر به نام بنگا ل دوست میشود اما سپید و بنگال نمیدانند که باهم دشمن هستن و انها باید برای سلطنت جنگل باید باهم جنگ کنندو............. اگه دوست داشتید منتظر داستانم باشید دوستان...
ادامه مطلبسلام به وبلاگ دوستدار حیوانات خوش اومدید توی این وبلاگ پر از داستانهای حیواناته امیدوارم نظراتم زیاد باشن خب میریم سر قوانین: کپی ممنوع توهیین ممنوع نظر فراموش نشه اگه وبلاگتو پسندیدم تبادل لینک همین دیگه تموم شد برید خوش باشید...
ادامه مطلبشیر ماده با وحشت و خستگی زیاد با تمام توان خود دوید و توله اش را در جایی قایم کند جایی پیدا کرد درپشت ابشارغار وجود داشت و توله اش را در انجا گذاشت و به سرعت به جنگ ببرها و شیرها رفت! درآنجا بایک ببر ماده برخورد میکندببر ماده که قصد دارد توله اش را قایم کند ! به یک نعره به سمت همان ابشار میرود اما شیر ماده سرش به علامت تاسف برای ان غار کرد چون توله اش درا ان غار بود ببر ماده متوجه ان توله ی شیر کوچولو نشد و بابچه اش خداحافظی کرد و از انجا دور شد سپس شیر کوچولو نگاهی به ببر کوچولو میکندو میگوید اسمت چیه؟؟؟؟؟اهای موجود غریبه؟؟؟؟؟ ببر کوچولو:چی میگی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ توی موجود غربیه ای نه من این غار متعلق به من است نه تو جانور!!!!!!!!! شیر کوچولو:به من میگی جانور؟؟؟؟؟ نشونت میدم! و از همان جا دعوا شروع...
ادامه مطلب1. سپید 2. بنگال...
ادامه مطلب999999999999999999999999999999...
ادامه مطلب